جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2107
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
كنند و خون آنها را بريزند . گاندى هيچگونه تعصبى نسبت به مردم غيرهندى نداشت و به آنان خصومت نمىورزيد ، با وجود اين ، توانست انگليسها را از خاك هند طرد كند و مردم را در مسير و شريف و انسانى قوميت ، به حركت درآورد . بدينترتيب ، لويى متعصب ، هموطنان خود را تسليم دشمن كرد . ولى گاندى كه همه انسانها را به يك چشم مىديد ، قوم خود را از چنگ استعمار رهانيد و در راه سعادت آنها جان باخت . اين است تفاوت ميان راه و رسم سفيانى و راه و رسم علوى و در تبيين مفهوم قوميت . كيست كه اصالت انسانى و مفاهيم بلند آن را در شخصيت و قوميت عربى مجسم مىكند ؟ و خط مشى سياسى و اجتماعى قوميت عربى را چنان كه بايد و شايد ترسيم مىكند ؟ آيا معاويه بنابىسفيان است كه به خيال برخى ، تعصّب عربيّت دارد در حالى كه به واليان خود مىگويد : از خون عرب ، مال بدوشيد و براى من بياوريد . يا علىبنابىطالب ( ع ) كه هيچگونه تعصب عنصرى و قبيلهاى ندارد و هيچكس را بر ديگرى مقدم نمىدارد و به واليان خود مىگويد : « هرگونه مالياتى را از گردن مردم برداريد ، مگر اينكه در رفاه و آسايش باشند و مازاد بر حاجت خود را بپردازند . در رفع حاجت و فقر مردم بكوشيد ، تا همهء آنها از لحاظ خير و آسايش ، يكسان باشند . » راه و رسم سفيانى ، ملتها را دچار عقبماندگى مىكند ، و احساسات وطندوستانه را سركوب و معناى قوميت را مسخ مىنمايد ؛ زيرا از لحاظ اصول و هدف ، كاملًا غيرانسانى است . ولى راه و رسم علوى ، ملتها را به شاهراه ترقى و همكارى و تعاون ، رهنمون مىشود و احساسات